قلمنامه 1
مداد پاك كن
قلط نامه غلم!!
بيست و سه ساعت و پنجاه و هفت دقيقه است دارم روي كاغذ فشارت مي دم ، تكونت مي دم ،عقب جلوت مي كنم! هيچي كه هيچي! به خدا اگر فيل بود تاحالا اشكش در اومده بود تو فقط داري خط خطي مي كني ! داري به ريش من مي خندي؟! مي جومت تا جونت در ره(1) اصلا اينقدر گازت مي گيرم تا تمام پوستت ريز ريز شه(2)! بيچارت مي كنم! اصلا مي گذارمت بين دندوناي آسيابم اونوقت خوب فشارت ميدم تا له له بشي!
آخه هرچي مي كشم از دست تو مي كشم! اگر باهات بنويسم فلفل، ميگن(3) تندرويي اگه (3 و نيم) بنويسم ليمو ، ميگن ترش رويي اگه بنويسم پياز ، ميگن همش اشك آدم رو در مي ياري، اگر بنويسم سيب زميني ميگن محافظه كاري اگر بنويسم گل ميگن احساساتي اگر بنويسم شوكران ميگن فيلسوفي و اگر هيچي ننويسم ميگن كم كاري!
گازت ميگيرم تا جونت درره! تمام پوستت رو مي كنم و تف مي كنم بيرون بعد اينقدَر(4) نوكت رو(5) فشار مي دم روي كاغذ تا يه چيزي بنويسي !
اي تو روحت(درود)! كه روح ما رو شاد كردي! بيست و سه ساعت و پنجاه و هشت دقيقه است كه دارم مي جوومت(مي جوم تو را) اما هنوز آخ نگفتي ! صبحونه تو رو گاز زدم ، نهار به تو كلف زدم حتي شامم داشتم تو رو نشخوار مي كردم! بابا به خدا اگه درخت سكويا بود شده بود خلال دندون.
تو خلقتت موندم بي وژدان! توي دراز بي ريخت قناص با مغز تلخ و تيره مسخرت ! تا حالا پته چند نفر رو ريختي روي آب _ آب روي چند نفر رو به باد دادي؟! اما اما اما ! تا حالا چقدر سر مسئله آسون و پيچيده ما رو _ رو سياه كردي ؟ يا غلط حل كردي، يا خط خطي كردي ،يا وقتي حل كردي گفتن غلط زيادي كردي ! اما از حق نبايد گذشت بعضي وقتها هم آبروي ما رو خريدي! ولي نمي دونم چرا اونم وقتايي بوده كه همه به ريش ما خنديدن!
دوسِت دارم (دوستت مي دارم)! نه به خدا جدي ميگم دوست دارم(جدي دوستت مي دارم) ! خيلي دوست دارم(ديگر خيلي جدي دوستت مي دارم) ! چيه نيشت تا بنا گوش باز شده! تو رو نمي گم! پاك كن رو مي گم !
پاك كن رو دوست دارم واسه اينكه : خيلي را حت ميشه باهاش به صورت مسئله ها جواب داد. فقط كافيه چند بار بكشيمش(6) روي هر مسئله اي بعدش انگار نه انگار كه اصلا مشكلي وجود داشته !
پا كن رو دوست دارم واسه اينكه: جور همه تباهي ها و غلطهاي گنده تو رو مي كشه. خودش رو خراب مي كنه! تا اشتباهات تو رو پاك كنه.
پاك كن رو دوست دارم واسه اينكه: ذره ذره آب مي شه ولي صداش در نمي ياد وقتي هم تموم مي شه واقعا تموم مي شه و هيچ رد پايي از خودش ر و كاغذ به جا نمي گذاره ته موندش رو ميندازم(7) دور و يك پاك كن نو بر مي دارم و روز از نو روزي از نو.
پاك كن رو دوست دارم واسه اينكه: واسه پاك كردن هيچ وقت شك نداره هيچ وقت وقتم رو تلف نمي كنه هميشه با اطمينان كار مي كنه هيچ وقت لازم نيست براي كارش فكري بكنه!
پاك كن رو دوست دارم واسه اينكه: همكار خوبيه! كلا روي كارش تمركز داره. وقتي باهاش كار مي كنم بايد همه حواسم با اون باشه. لازم نيست هر چند دقيقه يك بار به مدت نيم ساعت اطراف رو نگاه كنم و براي ادامه كار باهاش با خودم كلنجار برم.
خلاصه پاك كن رو دوست دارم به خاطر اينكه حتي اگه خيلي هم كثيف باشه باز سعي مي كنه همه چي رو تميز كنه. دوستش دارم چون هر رنگي باشه حتي دورنگ هم كه باشه فقط يه رنگ مي نويسه اونم رنگ بي رنگيه!
بيست و سه ساعت و پنجاه و نه دقيقه است دارم...چيه؟ چت شد؟ يه روز ديگه نتونستي دووم بياري؟ بي جنبه! خوب قهر نكن حالا !!! خيلي خوب! باشه حالا لوس نشو. توكه از اين حرفها پوست كلفت تر بودي ! اي بابا حالا جويدمت كه جويدمت مگه اين اولين باريه كه تو تاريخ جويده مي شي؟ اصلا هر بچه اي كه با تو آشنا مي شه اول ياد مي گيره چطور بجوودت(8) بعد نوشتن ياد مي گيره ! تازشم نيگا كن(9) پاك كنم ، گاز ميگيرن. اين همه ادا اصول در مياره؟ يكم ازش(10) ياد بگير!
اي بابا چه بهونه هاي عجيبي مياري(11) يعني چي نوكم پت و پهن شده لغ شده. ويز شده ليز شده! همين ده ديقه(12) پيش با تراش زلفاتو (12+1)پريشون كردم خيلي خوب باشه اونم به روي چشم! حالا جون هركي دوست داري بيا بنويس! درسته من تند رفتم اما خوب آخه يكم به فكر اين پاك كن بيچاره باش اگه تو ديگه ننويسي اين بي كار ميشه ! اگه ننويسي تندرو ها ، ترش رو ها ، فيلسوفها ، حتي بيكارها هم بيكار مي شن!(13+1) ببين من خوابم مياد يه شبانه روزه نخوابيدم به خاطر من بنويس. بله!!! هان ! گورِ چي؟ حرف بد؟ حرف بد ؟ !!!! نه نه ! دِ هَ ! بزنم اون يدونه دندون لغ سياهتم بشكنم؟ بكَنم اون يه لاخ موي سرتو !!!
اي بابا چرا ما با هم جر و بحث مي كنيم؟ راستش رو بخواي مي دونم خسته شدي هزار سال بلكمم(14 و نيم) ده هزار ساله كه داري مينويسي ! مي دونم اذيت شدي آزار شدي دل خون شدي اما بنويس به خاطر لبخند روي لباي اون كوچولو به خاطر دل شكسته اون پيرمرد به خاطر زنبيل وصله پينه اون خانوم كه توي صف نونه به خاطر خدا بازم بنويس هرچند هيچ كس قدرتو نمي دونه!
اما بازم بنويس! به خاطر پاك كن بنويس مداد من ! به خاطر پاك كن بازم بنويس!
(فرزان انگار بهار 87 تهران)
غلتنامه ببخشيد لغتنامه:
1: در ره (در برود) 2: ريز ريز شه(ريز ريز بشه)! 3: ميگن(مي گويند.) (3 و نيم) اگه همان اگر است (اگرا نخوانيد بخوانيد اگر . خوب؟) 4: اينقدر(از شاهكارهاي خلقت پارسي در دست نبشته به معناي آن قدر در حالي كه در محاوره به معناي همان اينقدر!) 5: رو(همان را ست. نه يعني همان را است . بابا جان راست و دروغ نه! اصلا به من چه؟) 6: بكشيمِش(آن را بكِشيم روي اين) 7: ميندازم(مي اندازم يا پرتاب مي كنم يا شوت مي كنم) 8: بجوودت(تو را بِجُوَد) 9: نيگا كن(نگاه كن نخواستي هم نگاه نكن!) 10: يكم ازش(يك كمي از ايشان(جناب پاك كن را مي فرمايند)) 11: مياري(مي آري – نه آري نه ها! هشت نه ده هم نه ! اصلا: مي آوري؟) 12: ديقه(دقيقه هم وزن شقيقه) 12+ 1: زلفاتو (زلف هايت را (توضيح: همه فكر مي كنند مداد كچل است اما در حقيقت يك لاخ مو دارد.)) 13+1: مي شن!(مي شوند!) 14 و نيم: بلكمم(بلكه هم) .