داستان برگرفته از چیست ؟

می توان گفت داستان بر گرفته از ذهن انسانهاست. این تعریف به معنی رویایی بودن تمامی داستان ها نیست. این بدین معنی است که داستان هرچند خاطره نگاری از فیلتر مغز افراد عبور می کند. هرچند رویدادنگاری از دیدگان و گوشهای افراد وارد شده و پس از تحلیل در مغز و اعمال نظامی مدون بر روال کمات بر زبان جاری می شود .

داستان همواره نمایشگر رخدادی خارجی است که در ذهن نویسنده شکل می گیرد . حتی بزرگترین رمانهای علمی تخیلی  نیز از جرقه ای کوچک آغاز می شوند.

شاید جاروی کهنه ای که گوشه یک گاراژ قدیمی افتاده است. جرقه خلق اثر بی نظیری در مورد جادوگران باشد. شاید دیدن کودک یتیمی که گوشه پیاده رو نشسته است جرقه خلق اثری بی نظیر در مورد بی نوایان یا کودکان بی سرپرست باشد.

اینکه چه رخ می دهد به درک بالاتری از نویسندگی احتیاج دارد. یک نویسنده باذوق ابتدا داستان را در ذهنش می سازد. ممکن است مدتها به یک سوژه بیاندیشد ممکن است هزاران داستان در خیال خود ببافد ولی همه آنها را روی کاغذ نمی آورد و بالاخره مطلب به سراغ او می رود! و نگارش شروع می شود عموما شروع یک داستان کاری بسیار ساده تر از پایان دادن به آن است گاهی نویسنده ها در روال داستان به نقاط و گره های کوری بر می خورند و بعضا داستانهایی که قفل می شوند و ماهها شاید هم سالها در گوشه گنجه اتاق خاک می خورند.

تاثیر شرایط محیطی بر تفکر نویسنده.

یادم می آید جایی جمله ای شنیدم که برایم جالب بود. یک نفر به من گفت: من مثل شما نیستم که با یک فنجان نسکافه پشت میز کارم بنشینم و شروع به نوشتن کنم! عموما محیطی که در آن زندگی می کنیم تاثیرات شگرفی بر همه ما دارد.  اما بازتابهای ما نسبت به محیط گوناگون است گاهی دیدن یک گنجشک برای یک شخص آنقدر انرژی زاست که او را مدتی به فکر فرو می برد و گاهی شخص دیگری حتی بادیدن یک ققنوس هم وارد تخیل نمیشود. میزان و نوع نفوذ پذیری در فکر افراد مختلف متفاوت است. یک نفر برگ خشک شده برایش خاطره انگیز است یک نفر ماشین پورشه یک نفر با صدای چکاوک به خیال پردازی می پردازد یک نفر با موسیقی باخ.

اما همیشه نقاط مشترکی وجود دارد. خاطرات دوران کودکی از آن دسته است. این طور باید بگویم رنگی میان قهوه ای و کرم همواره رنگی خاطره انگیز است! مثل اینکه همه خاطرات به این رنگ در می آیند.!

موسیقی های آرام بخش و طبیعت لایتناهی! هنر نیز جزو همین گروه است تابلوهای نقاشی موسیقی های ماندگار نوشته های عاشقانه و فیلمهای کلاسیک. اینها نفوذپذیری شدیدی در مغز انسان ایجاد می نمایند. و منبع الهامات هستند.

گاهی لغزش یک اشک روی گونه ای چروکیده و گاهی لبخندی بر روی چهره کودکی معصوم و گاهی هم یک قلوه سنگ صاف بی احساس و بی عاطفه! هر بار یک چیز و از یک نگاه و هر کدام برای شخصی خاص دارای معنی و مفهومی است.

با این تفاسیر درک قدرت برداشت خواننده از مطلب و به وجود آوردن احساس معادل (همان احساسی که شما در هنگام نگارش دارید)(مثل انتقال عطر طعم و تردی و شکنندگی سیب زمانی که به آن گاز می زنید و تراوش آب آن گوشه لبتان را خیس می کند) هنر بزرگی است.

پس به تعریف جدیدی از نگارش می رسیم :نویسنده کسی است که نوشیدنی احساسش را در گیلاس ذهن خواننده می ریزد.

ادامه دارد...