دلم براي مظلوميت گاليله ميسوزد!
گاليله در برابر حكومت ديني كه مي گفتند زمين مسطح است حاضر شد و گفت:آقاجون ، نه به خدا توهين مي كنم نه به شما،خوب زمين گرده ديگه؟ من چيكا كنم؟ اصلا به من چه كه خدا زمينو گرد آفريده؟ و كشيشان حاكم در حال تسبيح انداختن به هم نگاه مي كردند و يكي از آنها به يكي ديگر مي گفت: حاج آقا استغفرال.. من كه نمي فهمم اين گاليله چي ميگه ولي حسم ميگه چون نمي فهمم پس داره كفر ميگه . و آن يك مي گفت : آورين آورين،مگه شما حس هم داري و طرف اول جواب مي داد : نه حسم كه سي و دوسال پيش تو جبهه جنگهاي صليبي شهيد شد! طرف دوم دوباره مي پرسيد: آورين آورين، مگه شما جبهه هم رفته بودي؟ و طرف اول در حال تسبيح انداختن جواب ميداد: نه والا ولي حسم رو فرستاده بودم جبهه،همونجام شهيد شد . طرف اول دستي به ريشش ميكشيد و در حالي كه به گاليله لبخند ميزد خيلي آروم در گوش اونيكي ميگفت:پس ببرين بسوزونينش ولي مواظب باشين كسي نفهمه، حدالامكان خودش هم با خبر نشه كه به صلاح نيست!!!.
دلم براي مظلوميت گاليله و گاليله ها مي سوزد. وقتي دانشجويان جوان اين مرز و بوم را مي بينم كه براي كسب روزگاري بهتر مغزشان را مفت مي فروشند. چه كنند؟ مغز خوراكش قند و اكسيژن است. اينجا هم كه فقط زهر مار و دود پيدا مي شود. يا بايد مغزشان را بردارند و ببرند پاي ميز معامله كه برايش قند و اكسيژن فراهم كنند يا بايد اينجا جايش بگزارند از گرسنگي ضعيف شود و از آلودگي خفقان بگيرد. كلا اينجا يا مغزت را بايد بياندازي سطل آشغال يا مغزت را مي اندازند توي سطل آشغال.
دلم براي مظلوميت گاليله مي سوزد وقتي كه توي دلش به دادگاه فحش مي داد ولي وقتي آتش مي گيرم كه صدايش را مي شنوم كه مي گفت: من نمي فهمم براي شما چه فرقي ميكنه زمين كره باشه يا هرم؟ شما كه اصلا به هيچ چي غير خودتون و شيكمتون فكر نمي كنين؟مگه شما اصلا خدا رو قبول دارين؟
حالا شما اين متن را مي خوانيد مي گوييدچقدر بي ربط مي گويد اين طرف!.كاري ندارد برويد ببينيد سايت لغتنامه را فيلتر كردند! آخر آدم عاقل اين كار را مي كند؟ سايت لغتنامه فيلتر مي كند؟ مثلا لغتنامه دهخدا چه دارد كه ؟... ولش كنيد درد دهخدا درد ديگريست به درد گاليله برسيم فعلا.
پانصد سال پيش مردي به دنيا آمد كه جهان را بدجوري تكان داد.يعني بدجورها! طوري كه زميني كه تا آن موقع روي دوش گاو بود رفت روي دوش غولها البته هنوز برخي خرها هستند كه شانه شان را زير چرخ دنيا گزاشتند و ادعا مي كنند زمين روي دوش آنان مي چرخد حال آنكه آنها بالانس زدند خودشان نمي دانند به زمين آويزانند. به نظر من ممكن است دانشمنداني پيش از اگاليله هم به نتايجي رسيده باشند كه زمين نمي تواند مسطح باشد. اما آنچه گاليله را برجسته كرد اين بود كه عقيده اش را بيان مي كرد.آن هم جلوي آنهايي كه ادعا مي كردند نماينده رسمي خدا در زمينند و انس و جن و نبات و حيات در يد قدرت لايتناهي ايشان است استغفرال.. پروردگار هم از دستشان در عذاب بود.
دلم براي مظلوميت گاليله مي سوزد چرا كه زماني كه مي خواست به مردمان براي درك بهتر دنيا و آنچه در اطرافشان مي گذشت كمك كند.آنها مشغول جمع كردن هيزم بودند تا او را كباب كنند. حتي مي توانم مردم ذوق زده اي را تصور كنم كه به هم مي گفتند:مرتيكه بي شرف كافر ،ميگه زمين گرده،پسر اون چوب خوب نيست . چوب خشك بردار قشنگ بسوزه دود نكنه. ممكنه از دود خفه بشه قبل اين كه بسوزه. همه مزش به اينه كه حسابي جزغاله بشه قبل مردن!.
و اين تنها بخشي از درديست كه گاليله مي كشيد. بيشتر دردي كه گاليله مي كشيد از اين بود كه مي دانست جهالت هرگز پايان نمي يابد . درست مثل قانون انرژي و ماده مي ماند يعني اگر جهالت نوعي از انرژي باشد آن وقت هرگز از بين نمي رود فقط از شكلي به شكل ديگر تغيير مي يابد.
اگر گوشهايتان را تيز كنيد هنوز صداي فرياد مردماني را مي شنويد كه با تعجب فرياد مي زنند: خوب زمين گرده مگه چيه؟ و حاكماني كه صورتشان را در هم مي كشند و لبشان را گاز ميگيرند و مي گويند : كفر نگو ... ميدم دهنتو... استغفر... . و دلم براي مظلوميت گاليله ها مي سوزد كه در دنياي مظلوم ها هم جايي ندارند و هيچ كس مظلوميتشان را نمي بيند و فرياد خفقاني كه بر آنها حاكم است را نمي شنود.