کاری که یک نویسنده خوب انجام میدهد گاهی تعجب همگان را بر می انگیزد .  ما در ادب پارسی جای زیادی برای چنین مانورهایی داریم. آنچه نویسنده می نگارد با آنچه خواننده می خواند تفاوت بسیار دارند! تفاوت اصلی در نحوه هدایت داستان است. در حقیقت این نویسنده است که در هنگام نگارش احساسات و رفتارهای شخصیتها را بر مبنای احساسات آنی خود می نگارد.(برای اطلاعات بیشتر به متنهای بعدی مراجعه شود)

گاهی ممکن است فکر کنید یک نویسنده می داند دقیقا چه اتفاقی در پایان داستان رخ خواهد داد. باید به شما بگویم تا زمانی که آخرین کلمه آخرین سطر آخرین پاراگراف آخرین صفحه در یک داستان نگاشته نشده است هیچ چیز معلوم نیست.

یک خواننده را میتوان همچون مسافری فرض کرد که در مسیری از پیش تعیین شده گام بر می دارد. اینکه پرواز خواهد کرد یا شنا و اینکه با نشاط و از روی رضایت این راه را طی خواهد نمود یا در میانه راه خسته شده و از داستان دل خواهد کند همه و همه وابسته به نویسنده داستان است.

گرچه گاهی بعضی از ما فکر میکنیم نویسنده همچون راننده اتوبوس یک لوکوموتیوران یا یک خلبان است و البته بعضی با کمی وسعت دید بیشتر نقش یک تورلیدر را برای نویسنده قائل می شویم ولی حقیقت این است که نویسنده در حقیقت خالق یک داستان است او خود منطقه داستانی را می سازد برایش راه خلق می کند سپس وسیله ای را برای سفر کردن مسافران داستانش بوجود می آورد.

نام زیبایی که برازنده کاری است که نویسندگان انجام می دهند . آنها را پدید آورنده یا خالق اثر می نامند.

در زیر یک متن کوتاه برای تفریح و شوخی نگاشته ام این متن دوپهلوست اما حقیقتی ساده در آن نهفته شده . در حقیقت این یک آگهی تبلیغاتی کوچک است که مغز ما آنطور که دوست دارد آن را تعبیر می کند.

فرزان انگار بهار ۸۶